نگاه داشتن ایلان ماسک ترافیک کانال ترافیک

نگاه داشتن: ایلان ماسک ترافیک کانال ترافیک رفع ترافیک Elon Musk terafic Tech Culture

  • خرید کتاب از گوگل
  • چاپ کتاب PDF
  • خرید کتاب از آمازون
  • خرید کتاب زبان اصلی
  • دانلود کتاب خارجی
  • دانلود کتاب لاتین
  • توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

    گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی اعترافات ٨٨ چگونه پخش شد

    رئيس اسبق صداوسيما را درخيابان پاستور شرقي بعد از گيت اول بازرسي ملاقات مي كنم. بنايي قديمي كه طبق گفته كارمندانش شناسنامه اي ٦٠ساله دارد و متعلق به خاندان امير

    اعترافات ٨٨ چگونه پخش شد

    اعترافات ٨٨ چگونه پخش شد

    عبارات مهم : امنيت

    رئيس اسبق صداوسيما را درخيابان پاستور شرقي بعد از گيت اول بازرسي ملاقات مي كنم. بنايي قديمي كه طبق گفته كارمندانش شناسنامه اي ٦٠ساله دارد و متعلق به خاندان اميراعلم بوده، صاحب همان بيمارستان معروف و حالا دفتر كار عزت الله ضرغامي، رئيس سابق صداوسيما و عضو فعلي شوراي عالي فضاي مجازي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي هست. مي گويد جهت اين دو سمت از رهبري حكم دارد و اين محل هم بابت مأموريت هاي محوله و مرتبط با همين دو سمت، در اختيار او گذاشته شده است است.

    اعترافات ٨٨ چگونه پخش شد

    پنجره اتاقش درست رو به همان بالكني باز مي شود كه محل صبحانه هاي معروف او با صورت هاي مشهور هست. از هنرپيشه ها تا سياسيون راست و چپ. او اين روزها به واسطه حضور فعالش در فضاي مجازي و برخي اظهارنظرهاي متفاوتش در مقايسه با ساير اصولگراها در مركز توجه هست. يك مشاور رسانه اي هم دارد.

    نوجواني كه بين مصاحبه داخل مي شود و متن ويرايش شده است و آماده براي تویيت را با او چك مي كند. مي گويد: «همه مطالبم را در شبكه هاي اجتماعي خودم مي نويسم. همه كامنت ها را هم مي بينم. وقت كنم جواب هم مي دهم. هم كامنت ها را و هم دايركت ها را. فقط توييتر را نمي رسم كه پاسخ بدهم». گفت وگوي ما با رئيس اسبق صداوسيما نزديك به دوساعت ونيم طول كشيد و محور گفت وگو عملكرد صداوسيما بود. بخش اول این گفت وگو را امروز می خوانید.

    رئيس اسبق صداوسيما را درخيابان پاستور شرقي بعد از گيت اول بازرسي ملاقات مي كنم. بنايي قديمي كه طبق گفته كارمندانش شناسنامه اي ٦٠ساله دارد و متعلق به خاندان امير

    ماجراي صبحانه هاي شما خيلي معروف شده است است.

    گفته بودم اگر اين صبحانه ها را خبري كنيم، مشكل درست مي كند…(باخنده).

    به تازگی ميهماني صبحانه اي با آقاي ابطحي داشتيد. آقاي ابطحي در وقت رياست شما بر صداوسيما به تلويزيون آمد و اعتراف كرد.

    لطف كرد.

    اعترافات ٨٨ چگونه پخش شد

    آيا در اين ميهماني صبحانه صحبتي يا اشاره اي به ماجراي اعترافات ايشان شد؟ آقاي ابطحي گلايه اي نداشت؟

    آقاي ابطحي از دوستان قديم ماست كه از وقت وزارت ارشاد با هم محشور بوديم. ايشان چون شيرين و خوش مصاحبت است و يكي اگر مثل خودش كنارش بنشيند كه راحت و بي دغدغه حرف بزند واقعا حرف هايش شنيدني است.

    خوش اعتراف هم هستند؟

    رئيس اسبق صداوسيما را درخيابان پاستور شرقي بعد از گيت اول بازرسي ملاقات مي كنم. بنايي قديمي كه طبق گفته كارمندانش شناسنامه اي ٦٠ساله دارد و متعلق به خاندان امير

    (خنده…) بله صحبت من با ايشان لذت بخش بود… به ايشان گفتم از اينكه پيشگام شده است ايد تشكر مي كنم؛ ولی راجع به اعترافات ايشان، پاسخ شما هم يك خطي نيست. ممكن است آقاي ابطحي در حين صحبت با من راجع به برخي رويه ها و روش ها يا فرايند زندان و بازجويي و اعترافات تجربه اي را طرح و انتقال یافته كرده باشند. اين حرف ها هميشه هست. ايشان مي گفت اصلا من برانداز نبودم. به همين علت زندان آن لذت حداقلي را كه براي مبارزان دارد، براي من نداشت، چون من اصلا با كسي قصد مبارزه نداشتم. براي همين زندان براي من سخت بود، ولی بحثی جدي راجع به اعترافات ايشان نداشتيم.

    از همين جا به خود بحث اعترافات و دادگاه هاي ٨٨ اشاره مي كنم. اصلا آیا صداوسيما دادگاه متهماني را كه هنوز اتهامشان ثابت نشده و حكمي برايشان صادر نشده بود، پوشش داد؟ صداوسيما معمولا دادگاه ها را به اين شكل پوشش نمي دهد صورت افراد را نشان نمي دهد و نام افراد را تا پيش از صدور حكم به صورت اختصاري پخش مي كند. در ماجراي اعترافات هم قبل از صدور حكم افراد آمدند و در صداوسيما اعتراف كردند. چه شد كه صداوسيما به اين ماجرا ورود كرد؟

    سؤال خوبي كرديد. من راجع به اين رويه كه دستگاه قضائي افراد را با حروف اول اسم اعلام مي كند انتقاد دارم و به نظرم يک جور شوخي شده است هست. راجع به پرسشها امنيتي در كشور اصلا ربطي هم به صداوسيما ندارد… .

    اعترافات ٨٨ چگونه پخش شد

    آقاي ضرغامي من خيلي دوست دارم كه مصداقي صحبت كنيم؛ يعني پاسخ مشخص به همين سؤال.

    درباره پرسشها امنيتي تصميم با شوراي عالي امنيت ملي هست. آنجا با اشراف به قوانين و مقررات تعيين تكليف مي كنند. آقايان رؤساي سه قوه هم هستند. مسئله فتنه و حوادث ٨٨ يك مسئله امنيتي بسيار مهم بود كه دشمن با نشانه براندازي خيلي تلاش كرد. آبروي نظام به مخاطره افتاد. شوراي عالي امنيت ملي در اينجا مديريت مي كرد و جلسات مكرر داشت. حصر هم مصوبه شوراي عالي امنيت ملي را داشت. حصر تصميم قضائي نبود. به لحاظ قضائي نمي شود براي كسي چنين حكمي صادر كرد. راجع به پخش آن دادگاه ها و اعترافات، شوراي عالي امنيت ملي تشخيص مي داد كه پخش آنها به لحاظ مديريت ناامني هاي موجود در كشور و كنترل امنيت به نفع مردم كمك می كند.

    يعني پخش دادگاه ها با آن شكل و شرايط با مصوبه شوراي عالي امنيت ملي بود؟

    همه اينها براساس مصوبات امنيتي كشور هست. برخي ممكن است مصوبه خاص شوراي امنيت را داشته باشند، برخي ديگر به اين شكل است كه دبيرخانه براساس مصوبات شوراي عالي امنيت، تصميمات و رويه هايي را دنبال و براساس آن عمل مي كند. خلاف آن باشد در شورا متعرض او مي شوند.

    يعني به صداوسيما ابلاغ مي شد كه شما بايد به عنوان نمونه اعترافات را پخش كنيد.

    بالاتر از ابلاغ بود. همكاري بسيار نزديكي با ما داشتند. ما هم همكاري مي كرديم براي اينكه بتوانيم امنيت را در كشور حفظ كنيم.

    آقاي محمدرضا تاجيك بعد از آزادي از زندان در يك گفت وگوي خبري شركت كردند و صحبت هايي كردند كه خيلي عجيب بود. ماجراي ايشان چه بود؟

    درباره ايشان واقعا يادم نيست؛ ولي آنهايي كه آمدند گفت وگو كردند، خودشان مي خواستند؛ مگر اينكه بعدا بگويند كه نه يك جور ديگر بوده هست. البته من خيلي كارهاي ديگر در حوادث ٨٨ انجام دادم كه درواقع تصميم گيري هاي خودم بود. اينكه من آن اغتشاش زير پل كالج را در عصر عاشورا نشان دادم، تصميم خود من هست. شوراي امنيت به من نگفت. شايد هم اگر مي گفتم، فكر مي كردند پخش نشود بهتر هست. البته چيزي به ما ابلاغ نشد يا پخش عكس پاره شده است امام در تظاهرات، تصميم خود شرکت بود و ربطي به شوراي امنيت ملي نداشت.

    شرکت يا خود شما؟

    هر دو.

    همين جا مي خواستم راجع به آن ٢٠ دقيقه وقت اضافه اي كه به آقاي احمدي نژاد بعد از مناظره ها تخصیص داده شده است داده شد، سؤال كنم. شما گفته ايد كه به خود احمدي نژاد گفته بوديد بهتر است از اين وقت استفاده نكند؛ ولی او گفته بود كه حق قانوني من است و استفاده مي كنم؛ ولی ماجراي مهم تر اين است كه آقاي دري نجف آبادي، دادستان وقت كل كشور، بعدا در اين باره گفت: «کمیسیون تبلیغات صداوسیما با حضور نماینده صداوسیما، نماینده شورای نگهبان و نماینده دادستان کل کشور تشکیل می شود که محوریت جلسه ها بر عهده نماینده دادستان هست. در جلسه اخیر کمیسیون تبلیغات صداوسیما که با نشانه بررسی مناظره های صورت گرفته بین نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تشکیل شده است بود، نماینده دادستان حضور نداشته و به همین علت نه تنها برگزاری این جلسه رسمی نیست؛ بلکه مصوبات آن نیز از درجه اعتبار ساقط است».

    من صحبت ايشان را نديدم؛ ولی همه صورت جلسات هست. اين كميسيون پنج نفره يك كميسيون دائمي بود. همين كميسيون تصويب كرد كه نوار آقاي كروبي خلاف قانون است و نبايد پخش شود. اين طرفش را هم شما ببينيد؛ چون همه مواضعش خلاف قانون بود. آن را من شخصا از رهبري سؤال كردم و رهبري به خاطر يك مصلحت بالاتر تشخيص من را درست ديدند كه همكاري تان را داشته باشيد تا بهانه دست كسي داده نشود كه بگويند نوار ما را نگذاشتند پخش نشود؛ چون آقاي كروبي گفته بود اگر يك فريم از آن پخش شود، من مي گويم اين نوار مال من نيست. چطور آنجايي را كه خود كميسيون مي گويد اين نوار نبايد پخش شود؛ ولی من از رهبري اجازه مي گيرم و پخش مي كنم، نمي بينند؛ ولی يك جلسه ديگر را مي بينند.

    چون آقاي دري گفته بودند چون دادستان حضور نداشته، مصوبه جنبه قانوني ندارد.

    آنجا رأي گيري مي شود. بالاخره يك كميسيون هست. مي توان اسامي آن پنج نفر را درآورد و شما با آنها صحبت كنيد. اگر نماينده دادستان نبوده؛ ولی بقيه بودند و اكثريت داشتند. من به عنوان رئيس صداوسيما دوست نداشتم آن ٢٠ دقيقه پخش شود؛ حتي به ايشان زنگ زدم و گفتم استفاده نكن و آن را ول كن، تمام شد مناظرات. اين قدر به آقاي دكتر پورحسين فشار آمده بود كه خيلي برایش سخت بود دوباره برود در آن دكور كه من گفتم حتما بايد خودت بروي.

    شايد منظور آقاي دادستان اين بوده كه به نماينده ايشان اطلاع داده نشده بوده.

    نه، آن كميسيون از صبح تا شب فعال بود. دائم مسئله پيش مي آمد. در اتاق دفتر سياسي ما نشسته بودند. از روزي كه ما تصميم گرفتيم تا زماني كه اين ٢٠ دقيقه متعلق به آقاي احمدي نژاد پخش شد، يك مدت طول کشید. حداقل ٢٤ ساعت و من يادم نمي آيد كه آقاي دري به من گفته باشد كه خلاف قانون بوده هست. آیا به ما نگفته؟ آن هم در وقت حساسي مانند مناظره ها.

    آیا به آقاي ناطق نوري و هاشمي در همان سال ٨٨ اجازه نداديد كه بيايند در صداوسيما و پاسخ گفته هاي احمدي نژاد را بدهند؟ در جايي شما گفته بوديد اگر مي خواستيم اجازه بدهيم، تعداد افراد خيلي زياد بود؛ حتي وزراي احمدي نژاد هم مي درخواست کردند بيايند پاسخ بدهند و ماجرا جمع نمي شد. به نظرم گفته های شما كمي توجيه بود براي اينكه آن دو نفر خاص امكان پاسخ گويي نداشته باشند؛ چون به طور مشخص به آن دو نفر اشاره شده است بود. آقاي هاشمي بالاخره آن وقت رئيس مجمع تشخيص مصلحت بودند. آيا اجازه ندادن به آقاي هاشمي هم مصوبه شوراي عالي امنيت ملي بود.

    بر اساس مصوبات كميسيون تبليغات، تنها نامزدهاي انتخابات حق پاسخ گويي موارد اتهامي در مناظره ها را داشتند و ما دقيقا بر اساس قانون عمل كرديم. من در اين باره بارها با آقاي ناطق صحبت كردم. خيلي تماس گرفتم و گفتم تلويزيون در اختيار شماست. بياييد سخنراني كنيد؛ ولی ايشان خودشان در شرايطي بودند كه نمي آمدند. حتي من گفتم در مراسم احيا شركت كنيد، ما پخش مي كنيم؛ ولی باز هم نمي رفتند. اصلا در فضاهاي عمومي نمي رفتند. مورد نیاز نبود من بگويم مردم منتظر باشيد آقاي ناطق مي خواهد بيايد راجع به پسرش توضيح بدهد؛ چون اين خودش ضد تبليغ بود. ما صد برنامه ديگر مي توانستيم ترتيب بدهيم كه آقاي ناطق بيايد صحبت كند. حتي بعد براي ٢٥ بهمن خودم به آقاي ناطق گفتم حتما شما مصاحبه كنيد كه اتفاقا آمدند مصاحبه هم كردند؛ ولی راجع به آقاي هاشمي اصلا رفتارهاي ارزش در جهت فتنه ادامه داشت. نماز جمعه هم که رفتند، مراسم خوبی نشد.

    بعد تشخيص شما اين بود كه ايشان نبايد بيايد در نماز جمعه صحبت كند.

    نه! به من ربطی نداشت و نماز جمعه ايشان كامل هم پخش شد؛ ولی اينكه ايشان يا آقاي ناطق يا حتي خود آقاي موسوي و كروبي و چه بقيه معترضان بيايند دائما توضيح بدهند، اصلا چنين چيزي امكان نداشت.

    شما كه گفتيد به آقاي ناطق گفته بوديد بيايند، خودشان نيامدند.

    منظورم گفت وگو به بهانه ديگر بود. اصلا براي آقاي ناطق خوب نبود بيايد بنشيند، بگويد من راجع به پسرم مي خواهم صحبت كنم. من براي ايشان دلسوزي كردم.

    اين تصميم را شما شخصا مي گرفتيد؟ بر چه اساسي شما اين تصميم را مي گرفتيد كه براي طرف خوب است بيايد يا خوب نيست؟

    سؤال خوبي هست. زماني رئيس صداوسيما چون رسانه را مي شناسد، به مسئولي زنگ مي زند مي گويد مصاحبه كرديد اين تكه از مصاحبه شما چنين شائبه اي ايجاد كرده. او هم تشكر مي كند و ما از بین بردن مي كنيم. بارها پيش آمده، در بالاترين سطوح. رئيس صداوسيما زنده و فعال هست. صداوسيما را هدايت مي كند. من خيلي از اوقات به آدم ها توصيه مي كردم و حرف من را گوش مي كردند. من مي توانم يك مصاحبه بكنم و راجع به توصيه هايي كه به بزرگان داشته ام و گوش كرده اند پنج ساعت صحبت كنم. آقاي هاشمي هم اگر قرار بود بيايد راجع به مناظره ها و بحث ها دوباره شروع كند به صحبت، يعني اينكه بقيه هم بيايند؛ ولی ايشان همه حرف هايي كه مي خواست بزند آيا بالاتر از اين چيزهايي بود كه در نماز جمعه گفت؟ همه را گفت.

    بعد شما تشخيص داديد كه همان نماز جمعه كفايت مي كرد.

    مي توانست پخش نشود. هيچ كس به من نگفت نماز جمعه پخش نشود. ضرغامي مي توانست كل نماز جمعه آقاي هاشمي را پخش نكند، چون اصلا در جهت آرامش دادن و مسير حل فتنه و حوادث و رهنمودهاي رهبري نبود.

    برسيم به نحوه اداره صداوسيما و نقش رئيس سازمان. آقاي عبدالله ناصري به جلسه اي اشاره كرده اند كه با حضور چند نفر ديگر به نمايندگي از شوراي اصلاح طلبان و با دعوت شما براي همفكري و صحبت راجع به رويكرد صداوسيما تشكيل شده است بود. ايشان تعريف مي كنند كه شما وعده هاي زيادي براي تغيير نگرش صداوسيما داده بودید و درعين حال در برابر صحبت هاي آنها و انتقاداتشان كه اعتقاد بودند جرياني خارج از صداوسيما در تعيين رويكردهاي اين شرکت نقش دارد و رياست شرکت بيشتر حالت شكلي دارد ناراحت و عصباني شده است بوديد.

    اينكه ايشان يك قرائتي از آن جلسه دارند، مربوط به خودشان هست. من خيلي محتواي آن جلسه در خاطرم نمانده هست، ولی حتي اگر بگوييم كه روايت ايشان هم درست باشد نشان مي دهد كه ايشان يا آقاي مرعشي را من به حضور پذيرفتم و علاقه مند بودم كه با آنها گفت وگو كنم. يكي از گمشده هاي ما گفت وگوست. ما وقتي با هم حرف مي زنيم به آشنایی بهتري مي رسيم.

    آقاي ناصري مي گويد شما در آن جلسه مي گوييد چند روز است احمدي نژاد به شما فشار مي آورد كه خبر عزل آقاي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي را منتشر كنيد، ولی شما مقاومت مي كرديد و گفته ايد كه امشب در خبر ساعت ٩ قرار است آن را پخش كنيد، در همين حين آقاي ناصري به شما مي گويد كه خبر ساعت ١٠ صبح به نقل از آقاي الهام از راديو پخش شد. آقاي ناصري مي گويد كه شما خيلي تعجب مي كنيد و از اتاق بيرون مي رويد و وقتي بازمي گردید، خيلي بي حوصله و ناراحت بوديد. آقاي ناصري اين را نشانه اين مي داند كه رياست صداوسيما بر همه حوزه هاي شرکت مسلط نبوده يا حداقل بخش خبر و معاونت سياسي كاملا تحت نظر رياست شرکت نبوده است.

    من به روايت و قرائت افراد از يك جلسه واحد احترام مي گذارم، ولي معمولا برخي ناهماهنگي ها در پخش اتفاق مي افتد كه عادي است.

    اين اهميتي كه شما براي گفت وگو قائل هستيد و اين منش را در ملاقات هاي شما با صورت هاي متفاوت هم شاهد هستيم، آيا شما بعد از خروج از صداوسيما پيدا كرديد؟ يا همان وقت هم اعتقاد داشتيد كه صداوسيما محل گفت وگو و تعامل همه جريان هاي فكري سياسي و سلايق متفاوت است؟ در حقيقت ما چنين تصوري از شما در دوران رياست بر صداوسيما نداریم، چراكه خروجي صداوسيما چنين چيزي را نشان نمي داد و نمي بينيم.

    من در صداوسيما هم همين جريان را راه انداختم. هم خودم با افراد متفاوت صحبت مي كردم و هم جلساتي مي گذاشتم و تقريبا مشروح آن را از صداوسيما پخش مي كرديم؛ به عنوان نمونه من اگر براي سياست گذاري هاي كلان با ٢٠ نفر از زن هاي برجسته حوزه زنان و سياست جلسه داشتم، از زن ها كولايي، راكعي و رهنورد در اين جلسه بودند تا زن هاي ديگري كه نماينده مجلس يا عضو نهادهاي ديگري بودند. نوار آن است و اينها از صداوسيما پخش شده است هست. حرف هاي زناني كه متعلق به جريان اصلاحات بودند و ديدگاه هايشان مشخص است.

    من اين جلسات را با سياسيون و احزاب و گروه ها هم گذاشتم. حدود ٣٠ نشست بود كه در شروع كار من خيلي فضا را باز كرد؛ به عنوان نمونه در جلسه اي كه من با جامعه شناسان داشتم، آقاي جلایي پور خيلي حرف هاي خوبي زدند يا به عنوان نمونه در جلسه كارگردانان دعواي بين آقاي نوري زاد و آقاي شاه حاتمي يادم نمي رود، چون آقاي فخيم زاده كارگردان نظراتي داد و آقاي نوري زاد خيلي آن وقت حزب اللهي بود و حرف هاي تندي عليه كارگردانان قبل از انقلاب زد و تعابير بسيار بدي به كار برد كه جلسه را متشنج كرد كه آقاي شاه حاتمي پاسخ هاي محكمي به آقاي نوري زاد داد كه اگر شما مي خواهيد اين طور بحث كنيد، ما جلسه را ترك مي كنيم يا در برنامه اي به مناسبت تسخير سفارت آمريكا من از آقاي اصغر زاده و زن ابتكار دعوت كردم، ولی آنها در صحبت هايشان بحث را به وقايع ٨٨ كشيدند و من بعدا بر سر آن خيلي انتقاد شنيدم كه آیا آنها را دعوت كرده ام. وقتي دوستان خودشان رعايت نمي كردند، دست من هم براي ادامه دادن اين روند بسته بود. من نشان دادم كه مي خواهم با همه كار كنم و بهترين دليلش هم اين است كه از آقاي خاتمي در انتهاي دوره رياست جمهوري ارزش دعوت و از ايشان تجليل كرديم. ايشان بالاخره در سال هاي رياست جمهوري ارزش يك قضاوتي نسبت به اين شرکت داشتند، ولی در يك سال وخرده اي بعد از مسئوليت من صراحتا قضاوت و بهترين تعابير را در مورد عملكرد شرکت مطرح كردند.

    البته آقاي خاتمي خيلي مأخوذ به حيا هستند و احتمالا قضاوت ميانه رويي هم داشته اند.

    اگر مبتني بر عقلانيت باشيم، مي توانيم انتقاداتمان را بهداشتي و در قالب كلمات زيبا بگويیم ولی اصل سخن را تحريف نمي كنيم.

    شما گفت وگو و نشست هايي را كه با افراد و جريان هاي متفاوت داشتيد، مطرح كرديد ولی من مي خواهم بگويم خروجي صداوسيما چه وقت شما چه قبل و بعد از آن هيچ وقت منعكس كننده چند صدايي نبوده هست. مقصودم اين است كه چند جلسه گفت وگو، نمادي از روند كلي و سياست هاي حاكم بر همه برنامه هاي صداوسيما نبوده و نيست؛ به ويژه برنامه هاي خبري و سياسي. ما اين عدالتي را كه شما از آن صحبت مي كنيد و معتقدید در صداوسيما سلايق و نگاه هاي متفاوت حضور داشته اند، نمي بينيم. در واقع به نظر ما همين روند است كه صداوسيما را در افواه به «رسانه ميلي» و نه «رسانه ملي» معروف كرد.

    در بحث مديريت علمي كه همه دنيا پذيرفته اند، يك واکنش‌ها فردي داريم يك واکنش‌ها سازماني. كساني كه در دوره مديريتشان اين دو را باهم خلط كنند، حتما شرکت را به انحراف مي برند. شرکت اهداف روشني دارد كه بر اساس آن برنامه ريزي مي شود. من ٢٠ سال است درس مديريت مي دهم. شرکت را با محيطش مي شناسم. حالا ممكن است يك نفر رئيس سازماني بشود و هر روز كه از خواب بلند شد، يك نظر فردي بدهد و بگويد هوس كردم يا عشقم كشيده مي خواهم فلان كار را انجام بدهم.

    بهتر است همين صحبت هاي شما را مصداقي روي خود صداوسيما طرح كنيم. به عنوان نمونه كجا و آیا صداوسيما با اين ويژگي خلقي شما كه معتقديد اهل گفت وگو و تعامل با همه جريان ها هستيد، تضاد و تعارض دارد و آیا اصلا بايد متعارض باشد؟ مگر جز اين است كه صداوسيماي ملي بايد منعكس كننده چند صدايي باشد؟

    صداوسيما زمين بازي من است و اگر وارد آن بشوم، آن قدر مثال دارم كه شما را قانع كند ولی شما مثال ها را كنار بگذاريد و اول استدلال من را گوش كنيد. رئيس شرکت صداوسيما نمي تواند واکنش‌ها شخصي نشان دهد. به عنوان نمونه وقتي قرار است يك خبر حساس پخش شود، بايد به شوراي عالي امنيت ملي پاسخ گو باشد. در همه بحث هاي جدي مصوبات شوراي عالي امنيت ملي و دبير شورا براي رئيس شرکت صداوسيما مورد نیاز الاجرا هست.

    مثلا در باره همين پاسارگاد و روزي كه مي گويند روز كوروش است و عده كثيري از مردم هم مي روند. شايد سه تا چهار هزار نفر هم باشند كه بخواهند اوضاع را به هم بزنند و در شبكه هاي خارجي پخش كنند و هيمنه نظام را از بين ببرند.

    دولت مي خواهد ماجرا را كنترل كند. انصافا امسال دولت ماجرا را خوب كنترل كرد. يك كار امنيتي قوي و دقيق كه نگذاشتند كوچك ترين تحركي شود ولی اشكال آنجا بود كه گفتند نگوييد به فلان دليل ما آنجا محدوديت عبور و مرور ايجاد كرده ايم بلكه تابلو گذاشته بودند كه بزرگراه در دست تعمير هست. من از دو روز قبل كه مي ديدم اين تابلو دست به دست در شبكه هاي مجازي مي چرخد، از خودم خجالت مي كشيدم. موارد بسيار مهمي بوده كه من خبري را در صداوسيما منتشر كردم و در شوراي امنيت شديدا توبيخ شدم و كارت قرمز گرفتم؛ حتي مجلس. گاهي يك خبر عليه مجلس منتشر مي كرديم، در طول دوره هاي متفاوت چه هجمه اي عليه صداوسيما مي شد. ولی حال برگرديم سر سؤال شما كه آیا افراد و صورت هاي سياسي از طيف هاي متفاوت در صداو سيما حضور ندارند.

    و برعكس حتي اينكه صداوسيما به طور علنی عليه يك جريان يا عليه صورت هاي آن جريان برنامه سازي مي كند، به ويژه در بخش هاي خبري و به ويژه برنامه خبري ٢٠:٣٠ كه توپخانه اش همواره عليه جريان اصلاحات روشن بود. ببينيد ماجراي صداوسيما تا جايي پيش رفته كه به نظر مي رسد اعتماد عمومي به آن از دست رفته، تاجايي كه در برخي تجمعات و راهپيمايي ها وقتي دوربين صداوسيما را مي بينند، عليه آن شعار مي دهند. به نظرم اينها مواردي نيست كه صداوسيما بتواند از آن عبور كند و ناديده بگيرد. ديگر اينكه شما معتقديد كه رئيس يك شرکت نبايد تعلقات فردي و شخصي اش را با اهداف سازماني اش يكي يا مخلوط كند. اتفاقا سؤال من حالا اين است كه وقتي طبق قانون اساسي ما انحصارا يك صداوسيماي ملي داريم و مجاز به داشتن شبكه هاي تلويزيوني خصوصي نيستيم، بعد قاعدتا صداوسيماي ما بايد ملي باشد، نه بلندگوي يك جريان خاص. بعد از قضا اگر تعلقات شخصي شما هم كه تعامل با همه جريان هاست، با اهداف واقعي شرکت صداوسيما هم پوشاني دارد، اين يك نكته مثبت بايد باشد نه منفي؛

    ولي ما اثر آن را نديديم.

    افكار متفاوت در عرصه هاي متفاوت هم در سيما و هم صدا فراوان مطرح مي شود. شما بيشتر حوزه سياسي، آن هم شخصيت هاي سياسي جناحي را رصد مي كنيد؛ درحالي كه چند صدايي و بيان نظرات متفاوت و حوزه هاي متنوع موضوعي و تخصصي به وفور اتفاق مي افتد.

    شرق

    واژه های کلیدی: امنيت | اعترافات | اخبار سیاسی و اجتماعی


    دانلود


    دانلود فایل ها

    نویسنده : blogzz

  • کتاب زبان اصلی J.R.R
  • دانلود رایگان کتاب از آمازون
  • تکست بوک
  • خرید کتاب انگلیسی
  • خرید کیندل آمازون
  • کتاب زبان اصلی
  • خرید کتاب زبان اصلی دانشگاهی
  • باکس کتاب
  • مانگا زبان اصلی
  • قیمت چاپ کتاب PDF
  • چاپ مانگا
  • رفتن به نوار ابزار